عضو هیئت علمی معارف اسلامی دانشگاه پیام نور کرمانشاه، ایران
چکیده
معارف دینی؛ مجموعهای از عقاید، احکام، اخلاقیات و مقرراتی است که در حوزۀ دینشناختی از آن بحث میشود. تبیین این منظومه، یا منشأ عقلی و استدلالی دارد و یا در زمزۀ فطریات واقع شده است. بیشکّ، راهبرد چنین محتوایی که شاکلۀ تربیت دینی را عهدهدار است، تنها با طراحیِ هدفمند محتوا و کاربرد شیوههای مؤثر تدریس و انتقال در ساحت اساتید و مبلغان دینی متعهد، امکانپذیر است. گاهی پیچیدگی این مباحث، موجب بروز افراط و تفریطهایی در بین نحلههای فکریِ برنامهریز و صاحبنظران معارف دینی و انقلابی شده که بعضاً مولود پیامدهای منفی چون؛ تشکیک و واماندگیِ قشر دانشجو و دانشآموز بهعنوان اصلیترین گروههای هدف، شده است. لذا برای برونرفت از وضع موجود، میبایست ابتدا یافتههای معیوب را شناسایی و سپس برای تنقیح و آسیبشناسی آن همّت گماشت. این نوشتار میکوشد به روش توصیفی _ تحلیلی، برخی عللِ آسیبزا در محتوای آموزشی و روشهای مرسوم در انتقال معارف دینی و تربیت دینی، مورد کنکاش قرار دهد و به این سؤال پاسخ دهد که؛ نظام آموزشی مبتنی بر دین در دو حوزۀ مدرسه و دانشگاه با کاربست عواملی چون؛ آیندهپژوهی، تحولگرایی، متناسبسازی محتوای آموزشی و عینیتبخشی به شیوههای تعاملی، کلامی _ اقناعی و پرورش روحیه پرسشگری و انقلابی تا چه حدّ میتواند در بازخوردهای رفتاری، مؤثر باشد.